على رفيعى

52

تاريخ زندگانى امام حسين (ع) (فارسى)

پرچمهاى امانى در نقاط مختلف شهر بر افرازند و از مردم بخواهند براى در امان ماندن از كيفر حكومت گرد اين پرچمها جمع شوند . « 1 » در پرتو اين دو اقدام ، عدّهء زيادى از مردم گرد آنان را گرفتند . مزدوران « ابن‌زياد » براى تقويت جبههء حكومت ، تمامى آن افراد را از درى كه به سمت خانه‌هاى روميان باز مىشد و همچنان در كنترل « ابن‌زياد » بود ، « 2 » وارد قصر كردند « 3 » و « پسر مرجانه » را از وحشت تنهايى بيرون آوردند . « عبيداللّه » علاوه بر اين اقدامها از سران كوفه خواست تا از بالاى قصر با محاصره كنندگان صحبت كنند و باهمان وعده‌ها و تهديدها آنان را پراكنده سازند . جيره‌خواران يزيد كه مردانى با نفوذ و كار آزموده بودند و روحيّهء مردم كوفه را خوب مىشناختند ، هر كدام به سخن پرداختند و با زبان نصيحت و خيرخواهى خطاب به نيروها گفتند : « اى مردم ! به خانه‌هاى خود باز گرديد و به دامان شرّ و گرفتارى در نغلطيد و بيهوده جان خود را در معرض قتل قرار ندهيد . اينك سپاه يزيد از شام به سوى كوفه حركت كرده است . » « 4 » مردم سست عقيده و بى تدبير ، تحت تأثير حرفهاى پوچ و وعده وعيدهاى دروغ اشراف مزدور قرار گرفتند و بدون آنكه بينديشند عقب نشينى آنان چه زيانهايى به بار

--> ( 1 ) الارشاد ، ص 211 . ( 2 ) - پرسشى كه در اينجا مطرح است و متأسفانه تاريخ از پاسخگويى آن ساكت است اين است كه با آنكه‌كاخ فرماندارى در محاصره كامل نيروهاى مسلم بود به چه علت رابطهء قصر با خارج قطع نشده بود ؟ آيا وضع ساختمانى قصر و خانه‌هاى اطراف چنين امكانى را به ابن زياد مىداد كه به دور از چشم محاصره كنندگان از اين راه فرعى استفاده كند ؟ يا كمى نيروهاى محاصره كننده عامل اين مسأله بوده ؟ چنان كه طبرى مىنويسد از آن همه جمعيّت ، تنها سيصدنفر به سوى قصر آمدند « تاريخ الطبرى ، ج 5 ، ص 369 » و يا دستپاچگى ، بىانضباطى و نداشتن طرح و نقشهء جنگى از سوى محاصره كنندگان موجب اين غفلت شده است ؟ انگشت گذاشتن روى يكى از احتمالات مزبور و يا احتمال ديگرى ، كار مشكلى است . آنچه مسلّم است اين است كه وجود اين روزنه و شكاف در خط محاصره ، نقش مهمّى در ايجاد شكاف ميان سپاهيان مسلم و نجات ابن‌زياد داشت . ( 3 ) - الارشاد ، ص 211 . ( 4 ) - مقتل الحسين ، ابى مخنف ، ص 45 و تاريخ الطبرى ، ج 5 ، ص 370 .